اختصاصی موسیقی
محمدرضا لطفي كه در چند سال اخير بروشور آلبومهاي منتشره را به محلي براي ابراز نظرات چالشبرانگيزتبديل كرد، در تازهترين آلبوم موسسه آواي شيدا استوديوهاي موسيقي را به چالش كشيد.
محمد رضا لطفي در بروشور آلبوم شور خورشيد كه به آهنگسازي پيمان خسروي ساماني و آواز عليرضا شاهمحمدي منتشر شده است، ضمن انتقاد از قيمت بالاي استوديوهاي موسيقي نوشت:
قيمت استوديوها از پنج هزار تومان در ساعت در ساليان اخير رفته رفته افزايش يافته و به سي و حتي در بعضي استوديوها به چهل هزار تومان رسيده است. با اين كه بيشتر استوديوها را موسسات فرهنگي وهنري داير كردهاند و با دريافت وامهاي كلان با بهره چهار درصد و كمك مالي ارشاد راه اندازي شدهاند، اما هيچ كنترلي بر قيمت گذاري استوديوها وجود ندارد.[مجهزترين استوديوي موسيقي ايران رونمايي ميشود]
لطفي همچنين در بخشي ديگر از نوشته خود به كمكاري و توقف فعاليت موسسات توليد كننده موسيقي پرداخت و نوشت: در تهران با جمعيت 15 ميليون نفر فقط 5 موسسه توليد كننده باقي مانده كه بيشتر آنها به علت نداشتن توان پرداخت حق هنري، فقط به توليد موسيقيهاي خانگي ميپردازند تا بتوانند با نپرداختن حقوق مولف پابرجا بمانند.[تنها 15 توليدگر موسيقي فعالند]
وي همچنين از پخش كنندگان موسيقي هم انتقاد كرد و نوشت:پخش كنندگان موسيقي ايراني آنقدر به توليدكنندگان فشار ميآورند كه ديگر سود حاصله جوابگوي توليد كارهاي ديگر نيست.
وي ثابت ماندن قيمت سيدي در چند سال اخير و فشار پخش كنندگان به توليد كنندگان براي پايين نگه داشتن اين قيمت را از جمله رفتارهاي غير اقتصادي پخش كنندگان ذكر كرد و افزود:بيش از چندين سال است كه قيمت پشت جلد تغييري نكرده است اما تورم باعث افزايش قيمتها شده است و متاسفانه مردم هم در زمينه حمايت از توليد كنندگان تنها فشار را به هنرمندان و توليد كنندگان فرهنگي ميآورند و متوجه نيستند كه با چه خون دلي كاري تمرين و در استوديو ضبط ميشود.
مصرف كنندگان هم از تيغ انتقاد اين نوازنده و آهنگساز شاخص در امان نماندند:«مصرف كنندگان اين گونه موسيقي كه بايد حاميان اين نوع هنر باشند،نيز با كپي كردن آثار اين موسسات لطمه جبران ناپذيري به پيكره توليد كنندگان خوب موسيقي ميزنند و سود حاصل از اين فعاليت را تقليل ميدهند.»

به نظر ميرسد دليل اصلي نگارش چنين متني ماجراهايي باشد كه بر سر آهنگساز و خواننده آلبوم«شور خورشيد» آمد كه به نوشته لطفي مدتها از اين استوديو به آن استوديو برده شد و اين دو جوان( عليرضا شاه محمدي و پيمان خسروي) هزينههاي زيادي را متقبل شدهاند تا سرانجام آن را به صورت ناقص به آواي شيدا دادهاند.
لطفي نظارت ضبط اين اثر را عهده دار بوده است. وي عليرضا شاه محمدي را خوانندهاي توانمند خواند.
پيش از اين شاه محمدي در جشنواره موسيقي فجر چاووش هشت را بازخواني كرده بود.
[مانده از شبهاي دورادور؛ نگاهي به كنسرت لطفي با دو گروه همنوازان وبانوان شيدا]
اثري كه اوايل انقلاب شهرام ناظري آن را بر اساس ساختهاي از لطفي خواند.
لطفي پيش از اين در آلبوم خموشانه به انتقاد از شيوهكمانچه نوازي كنوني پرداخت كه با واكنشهاي برخي هنرمندان روبرو شد.[نوشته آذرسينا در نقد سخنان لطفي]
مقدمه(طولانی تر از متن اصلی!!) :
به احتمال زیاد برنامه نود را دیشب مشاهده کردید. اگر سری به سایتها و وبلاگها زده باشید از مدتها قبل و از لحظه شروع برنامه و بلافاصله بعد و از آن تا کنون مطالب زیادی درباره آن نوشته اند.برنامه دیشب یک برنامه استثنایی و تاریخی در مدت بیش از ده سال پخش این برنامه بود . نود تنها برنامه آزاد اندیش تلویزیون به یمن وجود شخصی به نام عادل فردوسی پور نماد عدالت و شجاعت است . اما عادل دیشب در رسانه غیر ملی ، نخندید و زیاد صحبت نکرد و جمله " بسیار خوشحال هستیم که باز هم با برنامه نود در خدمت شماییم" را نگفت . این بار بنا به مصلحت نالایقان مسئول ، صدای عدالت را ساکت کرده بودند . جوان پاک و با صداقتی که حضورش در صدا و سیمای انحصاری یک اتفاق بوده است این بار سراسر مدت برنامه را بغض کرده اجرا کرد و این بغض را به قلب میلیونها طرفدارش انتقال داد . بدون شک شخصی همانند او در این رسانه ناپاک ، دلیرتر و متهورتر نیست . اما عادل دیشب غمگین و افسرده برنامه را به سرعت تمام کرد و رفت و گفت : "اگر عمری باقی باشه و بشه روی این صندلی از حق و حقانیت دفاع کرد، هفتهی آینده هم در خدمتتون هستیم..." و همه مخاطبانش را میخکوب بر سر جای خود نشانید .
به نظر من عادل فردوسی پور نه فقط در فوتبال بلکه در جامعه یک تحول گفتاری و نقادانه ایجاد کرده است . او از طریق نوع رفتار و سخنان مستدل با ارائه مستندات و سایر روشهای نوین مصطلح در دنیا ، نحوه به چالش کشیدن مسئولین را آموزش داده است . عادل فردوسی پور می تواند برای مسئولان و بالا نشینان یک الگو و درس باشند . همه آنان باید در محضر وی شاگردی کنند و
یاد بگیرند که چگونه میتوان بی واهمه و هراس و بدون چاپلوسی حق و باطل را نشان مردم داد و بزرگان را به چالش کشید . هر چند این رویه باعث شد تا سرداران و نالایقان فدراسون فوتبال و رییس تربیت بدنی او را مزاحم کارهای نادرست خود بدانند و تحریمش کنند ولی چهره تزویر و نادرستی برای همه مردم عیان شد که چگونه حتی میتوان مخابرات را وادار به تحریم این برنامه نمود .
همه ما و بخصوص سران بالای مملکتی باید سخن گفتن ، ادب ، متانت ، سواد ، صداقت ، پاکی ، بی پروایی و .. را از فردوسی پور بیاموزیم و بیاموزند. فردوسی پور و برنامه محبوبش را در روزهای قبل بدلیل آنکه برخی سران ورزشی را در معرض دید عموم به قضاوت گذاشته بود تحریم کردند . مسئولان شبکه سه نیز او را ساکت کردند تا لب از لب باز نکند و مخابرات انحصاری نیزدر شبکه Sms هایش برای این برنامه اختلال ایجاد کند تا خاموشی "عادل" به عنوان وجدان آگاه مردم تکمیل شود .
دیشب میلیونها نفر موبایل به دست آماده بودند از عدل طرفداری کنند وقرار بود بسیاری از دوستداران آزادی و عدالت ، دست کم 5 میلیون sms برای حمایت از یگانه برنامه خوب رسانه غیرملی ، به این برنامه ارسال کنند تا مشت محکمی بر دهان قلدر مابان باشد که سرداران و بلندپایگان اجازه آنرا ندادند. خوب که نگاه کنیم وضعیتمان از غزه بدتر است و بمب بارانهای فجیعتری و از نوع حکومتی بر سرمان می شود ولی ... . مثلا چرا باید دیشب این همه مشتاق برنامه نود به خاطر دستور برخی اینگونه تحمل دیر شروع شدن برنامه ، مدت زمان اندک آن ، مجری ناراحت و افسرده و .... بدهند .
...واما مطلب مرتبط :
ای کاش در مورد وضعیت موسیقی هم برنامه ای به سیاق نود وجود داشت که ارکان و متولیان فرهنگی و هنری را در مورد موسیقی به چالش و تنگنا میکشید . ای کاش از این افراد و سیاستهایشان بازخواست می شد که چگونه به سبب افکار متحجرانه و منجمد آنها موسیقی ملی و میهنی ما در سیمای حکومتی نمایش داده نمی شود و روز به روز منزوی تر شده و در اثر سیاستهای نابخردانه مسئولین ، پاپ و رپ و هوی و جاز و متال و ..... جای خود را در میان جوانان باز کردند ونوا و شمایل تار و سه تار و کمانچه از ذهنها حذف شده است . ای کاش به جای سهیل محمودی و محمد رضا جعفری که در برنامه های کلیشه هایشان ، فقط به تمجید می پردازند یک عادل فردوسی پور شجاع و بدون تملق هم برای موسیقی ، برنامه اجرا میکرد و از این راه اصلی ترین نهاد هنری موسوم به وزارت ارشاد را زیر سوال می برد که چرا وزیر مربوطه در یک کلام نابخردانه ترویج موسیقی را جزو کارهای وزارت خانه اش به حساب نمی آورد .
در بحث از هنر خوانندگی و اعتلای آن ، نقش صفحات گرامافون هنرمندان موسیقی ملی را نمی توان فراموش کرد. این صفحات بدون تردید از مواریث گرانقدر فرهنگ ملی ما هستند و حفظ و اشاعه آنها وظیفه همه دست اندرکاران موسیقی ایرانی است. نگفته پیداست که معرفی موسیقی ایرانی به جهانیان ، نخستین بار توسط همین صفحات صورت گرفت واز این رو ، پژوهش و بررسی در تاریخ ضبط این صفحات از ضروریات تاریخ موسیقی ایران می باشد که ما در اینجا به اجمال بدان بحث می پردازیم :
ضبط صفحه گرامافون در ایران ، از اواخر عمر مظفرالدین شاه قاجار آغاز شد. در ذیقعده سال 1323هـ.ق ( آذر- دی 1284 شمسی ، دسامبر 1905 میلادی ) ، که مظفرالدین شاه برای تفریح و معالجه به سفر انگلستان رفت ،شرکت صفحه پُرکنی « گرامافون و ماشین تحریر » لندن _ که در اصل شعبه کارخانه آمریکایی بود _ از مظفرالدین شاه درخواست نمود تا شعبه خود را در ایران دایر نماید که این در خواست موافقت شاه را در پی داشت و کمپانی مذکور به تبع آن با علامت تجاری _ فرشته ) شعبه خود را در تهران دایر و کار ضبط آثار هنرمندان موسیقی ایرانی در صفحات گرامافون آغاز کرد. نماینده کمپانی بنام _ خواجه هامبارسون _ با دعوت از هنرمندان معروف ، آثار بسیاری از آنان را در صفحه های گرامافون ضبط و به بازار عرضه کرد. چندی بعد شرکت « گرامافون و ماشین تحریر » با تغییر نام به « هیزماستروزویس » و با علامت تجاری _ سگ و گرامافون بوقی _ به کار خود ادامه داد و صفحات آثار هنرمندان ایرانی را با مارک جدید « هیزماستروزویس » ضبط و به بازار عرضه کرد.
صفحات دوره اول هنرمندان ایرانی که پیش از انقلاب مشروطه ایران در تهران ضبط گردید ، آثار هنرمندان ذیل را در بر داشت :
روی ادامه ی مطلب کلیک کتید:
علاقمندان عزیز و همراهان گرامی می توانند جهت مشاهده ی مطالب فرهنگی و هنری و تمامی مطالب این وبلاگ به
http://estahbanart.blogfa.com/
مراجعه کنند .
بینندگان عزیز : به علت مشکل پیش آمده برای پیوند کلید اسرار داستان واقعی شماره ی ۴ را در زیر بخوانید :
داستان واقعی شماره ۴
روزی روزگاری هنرجویی نزد استاد بزرگ در شهر همجوار رفت .
شاگرد : استاد بزرگ ! من امکان شرکت در کلاسهای شما را ندارم . اگر امکان دارد اساتیدی را در شهر من معرفی کنید تا من در کلاسهای آنها شرکت کنم .
استاد : از لحاظ من کسی استا است که دارای شروط زیر باشد :
1- اول اسم فامیل آنها "الف " باشد . کسانی که اول اسم فامیل آنها " ف" یا " خ " باشد مورد قبول من نیستند زیرا آنها بسیار ناسپاسند و دارای استیل مناسبی نمی باشند .
2- حداقل یکسال پیش من تلمذ کرده باشند و در دوره های عالی اخلاق نیز قبول شده باشند .
3- روابطی با شاگردان ناسپاس نداشته باشند .چون دارای ویروس خطرناک انتقاد هستند که اگر انسان به این بیماری مبتلا شود درمان نخواهد شد .
نتیجه گیری اخلاقی :
تمامی مواردی که استاد بزرگ بیان داشتند کاملا درست و اخلاقی می باشند.
درباره ي سه تار
( گردآوری : مژگان طغرایی )
سه تار از جمله سازهاي اصيل ايراني است و با اين که در محدوده جغرافيايي غرب آسيا سازهاي هم خانواده سه تار با شکل و شمايلي نزديک به وفور يافت مي شود، امّا مشابه سه تار کنوني در نقاط ديگر اين منطقه ديده نمي شود. به نظر مي رسد که سه تار کنوني، روندي طولاني و تدريجي راپشت سر گذاشته است و در اين زمان به شکل و صدا دهي کنوني رسيده است. اين ساز که در گذشته به "سه سيم" نيز معروف بوده است در حدود دو و نيم قرن پيش به دست درويش مشتاق علي شاه کرماني داراي سيم چهارمي مي گردد (سيم واخوان يا به نام مبتکر آن، "سيم مشتاق" - سيم سفيد بين زرد و بم) که به دليل نياز به بهتر شدن صدا دهي- به رغم تناقض آشکارا با نام ساز- بدين صورت معمول و استفاده از آن مرسوم گرديد.
ارکستر هنگام استان فارس
کنسرت ارکستر هنگام، در ششمین سال فعالیت حرفه ای این گروه، 8 و 9 آبان ماه 87 در تالار حافظ شیراز برگزار می شود. ارکستر ملی هنگام، از جمله معدود ارکستر های غیر دولتی ثابت کشور است که از سال 1381 تا کنون به طور پیوسته در شهر شیراز به فعالیت پرداخته است. این ارکستر در سال 1381 در دانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل و پس از یک سال از دانشگاه جدا شد و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه داد.
موسیقی باستان
سابقه پایه ریزی و رواج موسیقی در ایران ظاهرا به دوره ساسانیان بر میگردد که موسیقی دانان آن دوره زیر نظر رئیس تشریفات سلطنتی انجام وظیفه میکردند و در مهمانی های بزرگ بدستور او می نواختند . رئیس تشریفات خسرو پرویز "خرم باش" بود که اهنگ سازان و نوازندگان معروف و مشهور آن زمان یعنی "سرکش" ، " باربد" ، و " نکیسا" زیر دست او بودند.
( روی ادمه ی مطلب کلیک کنید : )